قالبهای شعر
در کتاب های دبیرستان
مثنوی - قصیده - غزل - قطعه - رباعی - دو بیتی - تک بیت - چهار پاره - مستزاد - ترجیع بند- ترکیب بند - مسمط
مثنوی
قالبی از شعر فارسی است که دارای ابیات زیادی بوده و برای سرودن
داستانها و مطالب طولانی کاربرد دارد. در این قالب هر بیت
دارای قافیهای جداگانه است و به همین دلیل به آن مثنوی (دو تا دو تا) گفته میشود.
مثل شاهنامه ی فردوسی ، کلیله و دمنه رودکی
قَصیده
قَصیده یا چَکامه یک قالب شعر
(کلاسیک) فارسی است. قصیده که معمولاً بسیار بلند (بیشتر از ۱۴ بیت) است بیشتر برای مدح، ذم، سوگواری، بزم، وصف طبیعت و موعظه سروده میشود.
در این نوع شعر مصراع اول با مصراعهای زوج هم قافیه است. تفاوت قصیده با غزل در تعداد
ابیات و موضوع شعر است.
·
قصیده سرایان
بزرگ فارسی عبارتند از: فرخی سیستانی منوچهری دامغانی -
·
ناصر خسرو - خاقانی شروانی سعدی شیرازی -
غزل
کلمهٔ
غزل در اصل به معنای حدیث عشق، عاشقیکردن، و عشقباختن است[۱] در اصطلاح ادبیّات فارسی، غزل قالبی از شعر است که در آن مصراع یکم و مصراعهای زوج هم قافیهاند و حد معمول آن به طور میانگین ۵ تا ۱۲ بیت میباشد. ازآن روی
که این گونه شعر، بیشتر، در بردارندهٔ سخنان عاشقانه بودهاست، شاعران فارسی آن را
غزل نام کردهاند. ولی، بهمرور، و با ورود مفاهیم بلند اخلاقی و معانی دلآویز حکمت و عرفان در شعر فارسی، غزل از صورت پیشین آن بهدرآمد، و با اخلاق و
عرفان در همآمیخت[۱]. مثل حافظ
قطعه
قِطعه مجموعهٔ ابیاتی را گویند که بر یک وزن
و قافیه باشد، و از آغاز تا انجام همگی به یکدیگر مربوط بوده، پیرامون
یک قصّهٔ شیرین، یک موضوع اخلاقی، یا تهنیت و تعزیت و مدح و هجو و مانند آن پدید آمده باشد.
تعداد
ابیات یک قطعه، حدّ اقل ۲، و حدّ اکثر آن به طور معمول ۱۵ است، ولی گاهی تا ۵۰ بیت
و بیش از آن هم رسیدهاست.
در
میان شعرای پارسیگوی از رودکی تا کنون، همواره، قطعهسرایی رواج داشته است. لیکن، انوری، ابن یمین، و پروین اعتصامی بیش از دیگران بهاین قالب شعری پرداختهاند.[۱]
رباعی
رباعی (به معنی چهارتایی یا چهارگانی) یکی
از قالبهای شعر فارسی است که در فارسی به آن ترانه نیز میگویند. این قالب، یک قالب شعر ایرانی است، که در زبانهای دیگری (از جمله عربی و ترکی و اردو) نیز
مورد استفاده قرار گرفته است. وزن آن هم وزن ِعبارت لا حَولَ و لا قُوَّةَ
اِلاّ بِالله است. رباعی متشکل از دو بیت
(چهار مصراع) است. رعایت قافیه در مصراعهای نخست، دوم و چهارم الزامی و در
مصراع سوم اختیاری است.
مثل رباعیات خیام رباعیات
عطار، مولوی
دوبیتی
دوبیتی از قالبهای ریشهدار شعر پارسی است. دوبیتی شعری یازده هجایی مرکب از چهار مصرع، همه بر یک قافیه (جز مصرع سوم که آوردن قافیه در آن اختیاری است) است. دو بیتی
وزن تکامل یافته و عروضی شده نوعی از ترانههای دوازده هجایی قدیم ایران است. نامدارترین وزن دوبیتی بحر هزج مسدّس مقصور
(مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل) و مشهورترین شاعر بر وزن نام برده باباطاهر است.
باباطاهر عریان و فایز دشتی بزرگترین دوبیتی سرایان ایرانند.[۲]
مفرد
تکبیت(مفرد) یک سبک شعر کهن فارسی است که از یک بیت(معادل دو مصراع) نشکیل شدهاست. بیشتر تکبیتیها
تبدیل به ضربالمثل شدهاست. سعدی، صائب تبریزی و هاتف اصفهانی از معروفترین سرایندگان تکبیت بودهاند.
مثل:
می میرم
و همچنان نظر بر چپ و راست/ تا آنکه نظر در او توان کرد، کجاست؟ (سعدی)
چهارپاره
چارپاره یکی از قالبهای شعر فارسی است. این قالب در شعر کلاسیک فارسی تازهاست و پس از مشروطیت در ایران رواج یافتهاست. چهارپاره از دوبیتیهایی با معنای منسجم تشکیل شدهاست. با این تفاوت که بر خلاف دو
بیتی معمولاً مصرعهای اول با مصرعهای دوم و چهارم هم قافیه نیست و از لحاظ وزن نیز
کافیست که مصرعها هم وزن باشند.[۱]
معروفترین
شعرایی که در این قالب طبع آزمایی کردهاند فریدون توللی، فریدون مشیری، مهدی سهیلی و پرویز خانلری میباشند.
مسمط
مُسَمَّط به نوعی از قصیده یا اشعاری که شاعر بنای آن را بر چند مصراع
همقافیه بنهد و مصراع آخر را بر قافیهای دیگر قرار دهد.
هر بخش از مسمط را یک رشته میگویند. قافیهٔ رشتهها متفاوت است و در هر رشته
تمام مصراعها جز مصراع آخر همقافیه است. در
مسمط، مصراع آخر هر رشته را بند میگویند. بندها همقافیه و حلقهٔ اتصال همهٔ رشتهها
به یکدیگر است.
بنیانگذار این قالب منوچهری دامغانی
شاعر قرن پنجم است، که همهٔ مسمطات وی مسدساند.
مشهورترین مسمط فارسی را نیز منوچهری سرودهاست، که با بیت زیر آغاز میگردد:
خیزید
و خزآرید که هنگام خزان است
باد
خنک از جانب خوارزم وزان است
آن
برگِ رزان است که بر شاخ رزان است
گویی
به مثل پیرهن رنگرزان است
دهقان
ز تعجب سرانگشت گزان است
کاندر
چمن و باغ نه گل ماند و نه گلنار
بنابراین تکهشعر بالا یک «رشته» است و «کاندر چمن و باغ نه گل ماند و نه
گلنار» بند آن بهشمار میآید. علاوه بر مورد فوق مسمط همچنین به شعری اطلاق می
شود است که در آن ابیات به چهار بخش هم وزن تقسیم می شوند که در سه بخش نخستین سجع
رعایت می شود(و در بخش چهارم قافیه می آید)و این نوع را شعر مسجّع نیز گفته اند.
در وجه تسمیه مسمط گفتهاند که از سمط گرفته شده که در عربی به معنای رشته
یا در رشته کشیدن مروارید است. و از آنجا که در قالب شعری، همه بخشهای یک شعر با
بیتهای مصراعی خاص دنبال میشوند که یا از نظر قافیه مشابه و یگانهاند و یا
مصراع بهعینه تکرار میشود، بدین وسیله گویی رشتهای در میان آنها کشیده شده
باشد.
انواع
مسمط
به مسمطهایی که بند و رشتهٔ مسمط آنها مجموعهٔ سه مصراع باشد، مسمط مثلث
(سهتایی) اطلاق میشود. همینطور، به چهارمصراعی مربع (چهارتایی)، به پنجمصراعی مخمس (پنجتایی)، و به ششتایی مسدس و به هشت تایی مثمّن می گویند.که در
میان همه این موارد مسدس از همه رایج تر است.
ترکیببند
مجموعه
چند غزل یا قصیده بر یک وزن که هر کدام قافیه مخصوص به خود دارد و بیتهای
متفاوتی در بین هر غزل
عامل اتصال غزلها با یکدیگر است. تفاوت اساسی ترکیب بند و ترجیع بند در این است که در ترجیع بند، بیت ترجیع همه قسمتها یکسان است.
ولی در ترکیب بند، بیت ترکیب متفاوت و قافیهای هربار به گونهای دیگر دارد.
معروفترین ترکیب بندهای فارسی از محتشم کاشانی (واقعه کربلا) و جمال
الدین عبدالرزاق اصفهانی
(در نعت پیامبر) و وحشی بافقی (شرح پریشانی) است. موضوع ترکیب بند مواردی از قبیل مدح، وصف، رثا، عشق، و
عرفان را در بر میگیرد.[۱]
ترجیعبند
تَرجیعبَند از قالبهای شعر فارسی است که از غزلهای چند بیتی که هم وزن هستند تشکیل شده و برای
اتصال این غزلها به یکدیگر از یک بیت تکراری استفاده مینماید. بیت ترجیع با
قافیهای ویژه و لفظ و معنی یکتا تکرار میگردد. این بیت بند ترجیع یا بند برگردان نامیده میشود. به هریک از غزلها، خانه یا رشته گفته میشود.[۱] هر خانه از ۵ تا ۲۵ بیت(گاه کمتر یا بیشتر) تشکیل شده. معروفترین ترجیعبندها از هاتف اصفهانی و سعدی است.[۲]
بند
اول یک ترجیعبند از فرخی در وصف نوروز:
ز
باغ ای باغبان ما را همی بوی بهـار آید
کلید
باغ ما را ده که فردامان به کار آید
کلید
باغ را فردا هـزاران خواستار آید
تو
لختی صبر کن چندان که قمری بر چنار آید
چو
اندر باغ تو بلبل به دیدار بهار آید
ترا
مهمان ناخوانده به روزی صد هـزار آید
کنون
گر گلبنی را پنج شش گل در شـمار آید
چناندانی
که هرکس را همی زو بوی یار آید
بهـار
امسال پندار همی خوشـتر ز پار آید
وزین
خوشتر شود فردا که خسرو از شکار اید
بدین
شـایستگی جشنی بدین بایستگی روزی
ملک
را در جهان هر روز جشنی داد و نوروزی
مستزاد
مُستَزاد مشتق کلماتی چون زاید است. این نام
به قالبی از قالبهای شعر فارسی اطلاق شدهاست و در حقیقت غزلی
است که کلمه یا جمله موزون و هماهنگی به آخر تمامی مصرعها اضافه شدهاست.[۱]
مستزاد
برای اولین بار توسط مسعود سعد سلمان سروده شد. بعد از او شعرای زیادی به
این قالب شعر گفتند. مستزاد مجلس چهارم (در رابطه با وقایع سیاسی مجلس چهارم مشروطیت) که توسط میرزاده عشقی سروده شدهاست از مستزادهای بسیار
معروف است.
مطلع
مستزاد عشقی
[۲]
این
مجلس چارم به خدا ننگ بشر بود
دیدی
چه خبر بود
هرکار
که کردند ضرر روی ضرر بود
دیدی
چه خبر بود
این
مجلس چارم خودمانیم ثمرداشت؟
والله
ضرر داشت
صد
شکر که عمرش چو زمانه به گذر بود
دیدی
چه خبر بود
وزن
مستزاد نوعی وزن شعر است که پس از هر مصراع آن، مصراع کوتاهی میآید.
در
شعری که دارای وزن مستزاد است، همه مصرعها دارای وزن یکسان نیستند
و تنوع در چیدمان واژهها، منطبق با وزنهای گوناگونی است که در شعر به کار میرود.
قالب شعر نو
نیما یوشیج
در قالب شعر
کلاسیک تغییراتی ایجاد کرد و آن را به شکل
شعر نو درآورد. در شعر نیمایی
هجاها با هم یکسان نیست و مصرعها
کوتاه و بلند است. نیز در این نوع شعر قافیهها میتوانند متفاوت باشند و نیازی به
نظم و هماهنگی در قافیهبندی نیست
شعر نو
شعر
نو گونههای جدید شعر پس از انقلاب
صنعتی یا شعر معاصر که از اشعار قبل خود ساختاری متمایز دارد.
شعر
نو فارسی عنوانی است در برابر شعر کهن فارسی
از آنجا که در وزن عروضی و قالب از شعر کهن سنتی پیروی نمیکند را شعر نو مینامند.
جریانهای
شعر نو فارسی
شعر نیماییشعر سپیدشعر موج نوشعر نابشعر
کودک و نوجواندهه شصت و موج سومشعرهای نگارهایشعر دهه هفتادشعر پستمدرنشعر دهه هشتاد
برخی
شاعران سرشناس در زمینه شعر نو
علی
اسفندیاری (نیما یوشیج)احمد شاملو (الف. بامداد)مهدی
اخوان ثالث (م.امید)سهراب سپهری نادر نادر پور فریدون مشیری قدمعلی سرامی
شعر نیمایی
شعر نیمایی سبکی از شعر معاصر فارسی است که
نخستین نمونه شعر نو در ادبیات فارسی بوده و برآمده از نظریه ادبی نیما یوشیج شاعر
معاصر ایرانی است. تحولی که نیما انجام داد در دو حوزه فرم و محتوای شعر کلاسیک فارسی
بود. با انتشار شعر افسانه نیما
مانیفست شعر نو را مطرح کرد که تفاوت بزرگ محتوایی با شعر سنتی ایران داشت.
محتویات
شاعران
نیمایی
احمد شاملومهدی اخوان ثالثسهراب سپهریفروغ فرخزادمنوچهر آتشیم. آزادرضا براهنیهوشنگ ایرانیطاهره صفارزادهاحمدرضا احمدیسید علی صالحیمحمد علی سپانلومحمد حقوقیمنصور اوجیعلی باباچاهیمفتون امینیمحمدرضا شفیعی کدکنیسیاوش کسرایییدالله رویاییعلی رضا پنجه اینصرت رحمانیاسماعیل خوییفرخ تمیمیفریدون مشیرینادر نادرپورحمید مصدقمحمد زهریاسماعیل شاهرودیمحمد
تقی جواهری لنگرودی(شمس لنگرودی)خسرو گلسرخیمحمدمهدی سیارحسن نوغانچی صالح (بهمن صالحی)کامبیز صدیقیبیزن کلکیسید محمد علی اشرف زادهمحمد حسین هژیرکمال.
شعر سپید
شعر سپید یا شعر آزاد گونهای از شعر نو فارسی است
که در دهه سی شمسی و با مجموعهٔ هوای تازه از احمد شاملو ظهور
پیدا کرد. تفاوت عمده این آثار با نمونههای قبلی شعر نو در فرم
شعر بود. در این سبک عموماً وزن عروضی رعایت نشده ولی آهنگ و موسیقی نمود دارد.
در دسته بندی شعر نو فارسی، گاهی به هر شعر که در قالب شعر نیمایی نگنجد
شعر سپید میگویند.
نمونه
اشعار
سلاخی میگریست/ به قناری کوچکی/ دل باخته بود!
(احمد شاملو)
دلم گرفته است/ دلم گرفته است /به ایوان می روم و انگشتانم را بر پوست
کشیدهٔ شب می کشم/ چراغهای رابطه تاریکند/ چراغهای رابطه تاریکند/ کسی مرا به
آفتاب معرفی نخواهد کرد/ کسی مرا به مهمانی گنجشکها نخواهد برد/ پرواز را به خاطر
بسپار/ پرنده مردنی ست. (فروغ فرخزاد)
تو اگر می پنداری عمر ما رو به پایان است/ این بطری های آب را برای که در
یخچال می گذاری/ تو اگر می پنداری عمر ما رو به پایان است/ این تحمل درد دندان را
رها کن. (احمد رضا احمدی)
شعر موج نو
شعر موج نو را اول بار بیژن الهی و احمدرضا احمدی با انتشار کتاب شعری با نام «طرح» از
احمدی و انتشار مجلهای به نام «ترفه که شعرهای بیژن الهی را منتشر میکرد بنیان گذاشت شد.[نیازمند
منبع]
نوان این جریان شعری یعنی «موج نو» را فریدون رهنما یکی
از چهره های دههای سی و چهل ادبیات معاصر فارسی پیشنهاد کرد و هم او بود که با
حمایت از پرویز اسلامپور، بهرام اردبیلی، بیژن الهی، احمدرضا احمدی و
سایر شاعران «شعر موج نو» موجب شد تا این گونه شعر با استقبال شاعران جوان دهه چهل
و پنجاه مواجه شود. با این حال، خود بیژن الهی
و احمدرضا احمدی پس
از مدتی دیگر از عنوان «شعر موج نو» استفاده نکردند و به تدریج از مجامع و جریانهای
شعری کناره گرفتند.[